سفر ما به قشم سفری بود از سر ماجراجویی اما تقریبا بدون برنامه. تلاشی کرده بودیم که در مورد قشم اطلاعاتی بدست آوریم اما متأسفانه موفق نشدیم. با جستجو در اینترنت که به یک سری مطالب تکراری و تا حد زیادی کپی/پیست شده برخورد می کردیم. این اطلاعات کم و بیش شمایی از کلیت جزیره [...]
“تو چند کلاس درس خواندهای که میتوانی با این آقای خارجی صحبت کنی؟” من مانده بودم که چه جواب بدهم. حساب کردم. ۱۲ سال و ۴ سال روی هم میشود ۱۶ سال. اما خب بگویم ۱۶ سال؟ “لیسانس دارم” “یعنی دانشگاه رقتی؟” “آره، در حد همون چیزایی که توی مدرسه درس میدن. کلاس زبان نرفتم.” [...]
خیلی بی ربط، داشتم کامپیوترم رو مرتب می کردم. عکس های قشم رو دیدم. یاد موقعی افتادم که می خواستم سفرنامه قشم رو بنویسم. سفرنامه ای که در بحبوحه انتخابات فراموش شد. چشمان این پسر خیلی آزارم می ده. معصومیت نگاهش که شاد نشد. کلا توی قشم و هرمز کلی بچه بودند که صدفهای کنار [...]
تو پست قبلی که این عنوان رو انتخاب کردم، منظور اصلی ام این بود که بتونم براتون یک نمای کلی از قشم دربیارم. یک نمای کلی از جغرافیای طبیعی این جزیره پهناور. به جاذبه هاش بپردازم و از تاریخچه اش مختصری براتو بگم. اما دست خودم رو بستم. چون همون طوری که گفتم تو این [...]
راستش الان که فکر می کنم، (محسن گیر نده) دقیقا یادم نمی آد که چطور به فکر قشم افتادیم. از اول ازدواجمون یه دوره کوتاه مدت ماشین داشتیم و نتونستیم یه مسافرت دونفره بریم. بعد هم که ماشین رو فروختیم. فکر کنم حوالی پاییز امسال بود که با این آقای صادق حیدرنیا (در اصل با [...]


۵:۱۸ ب.ظ
