هشدار! خطر لو رفتن فیلم! هیچ شاید سیاهنمایی! شاید رک بودن! شاید بیپرده نمایاندن! “هیچ” همه اینها بود اما هیچ نبود. “هیچ” روایتی بیپرده از زندگی جماعتی از ما ایرانیان. یا خودمان یا اطرافیانمان. “هیچ” پر از غافلگیری است . مانند پیچهای تند جاده که نابودی رانندگان ناشی را انتظار میکشد. “هیچ” تلخی پوچی زندگیهامان [...]
قسمت اول: حس نفرت! حس انزجار! حس فریاد! حس گریستن! حس فرار! از این جهنمی که انسان برای انسان ساخته است. که برای زور و زر صورتک به رو میزند و به دروغ میآویزد. در لحظه لحظهاش از خودم میپرسیدم چه چیز میتواند این قدر ارزش داشته باشد که یک انسان این چنین با انسانیتش [...]
چه هراس از شب های تاریک و طولانی زمستان که عشق ما گرمابخش خانهمان است و امیدی به بردمیدن صبح پی نوشت: ما که مثل شما بلد نیستیم کارت راستکی درست کنیم. خودمون نفاشی بکشیم. خطش رو بنویسیم. مجبور بریم از یه جا ورش داریم. تقدیم با عشق
عکسو که می بینی یه حسی عین درد تولد بهت دست می ده. درد هست شدن. درد بودن. درد پختن و سوختن. عکسو که نگاه می کنی همه اینا می آد تو ذهنت. و آیه “لقد خلقنا الانسان فی کبد” آدم بدجوری تو زندگی اش غریبه. منبع عکس
جمعه رفته بودیم امامزاده داوود. فارغ از همه اتفاقاتش، وقتی دیشب داشتم سه چهار تا عکسی رو که گرفته بودم نگاه می کردم با این صحنه مواجه شدم. چیزی که رو که به چشم خودم عمرا دقت می کردم و می دیدم. این دوربین ۱۲ مگاپیکسلی شاید خیلی قابلیت های لازم برای یه عکاسی حرفه [...]
شیوه نوشین لبان چهره نشان دادن است/پیشه اهل نظر دیدن و جان دادن است. ۲۳ مرداد ۸۸، فرهنگسرای نیاوران پ.ن: به تقلید از ریحانه، به یاد هیوا.


۵:۱۶ ب.ظ
