پشیز قدیم …

آگهی جمع آوری پشیز

پیرو آگهی منتشر در آغاز سال جاری بدینوسیله مجدداً باستحضار عموم میرسد که بر طبق قانون ۹ اسفند ماه ۱۳۱۵ که بصحه انور همایون شاهنشاهی موشح گردیده است و بر حسب تصویبنامه ۳۱ فروردین ۱۳۱۶ هیئت وزراء پول های خرد قدیم ذیل:

۱) یکدیناری و دو دیناری مس

۲) پنجاه دیناری و صد دیناری نیکل سابق (یکشاهی و دو شاهی) و ۵و ۱۰ و ۲۵ دیناری نیکل.

۳) ۵ و ۱۰ و ۲۵ دیناری شاهنشاهی مسی بایستی تا آخر سال ۱۳۱۶ بکلی از جریان خارج و پشیز جدید جای آن را بگیرد. بنابر این بار دیگر بعموم گوشزد میشود هر چه زودتر بشعب بانک در مرکز و ولایات مراجعه کرده و پشیز قدیم خود را بپشیز جدید (برنز) تبدیل نمایند زیرا مدت جمع‌آوری  مسکوکات خرد قدیم در ولایات فقط تا آخر سال جاری و در مرکز تا اول تیر ماه ۱۳۱۷ خواهد بود.

بانک ملی ایران

آن‌چه خواندید خبری بود که روزنامه اطلاعات در تاریخ ۱۵ آبان ۱۳۱۶ چاپ کرده‌بود.
(اطلاعات ۸۰ سال. جلد اول؛ ۱۳۰۴ – ۱۳۵۷ با تشکر ویژه از مصطفی بابت این هدیه تولد عالی)

در همین زمینه:

رییس کل بانک مرکزی در ادامه درباره حذف ۴ صفر از پول ملی کشور نیز گفت:‌ برخی چنین تصور می‌کنند که حذف صفرهای پول سبب کاهش ارزش پول ملی می‌شود، در حالی که نه تنها دخالتی در این زمینه ندارد بلکه سبب کاهش تورم هم می گردد.
وی با بیان اینکه حذف ۴ صفر فقط برای تسهیل در مبادلات مالی است ، افزود: تحقق اجرای این برنامه در یک دوره زمانی یک یا دوساله انجام می‌شود.
به گفته وی، با اجرایی شدن این برنامه، پول جدید به تدریج به جامعه تزریق می‌شود تا بعد از آشنایی مردم با آن، بطور کلی پول جدید جایگزین شود.
بهمنی ادامه داد، در این صورت یک ریال جدید (که برابر ۱۰ هزار ریال کنونی است)‌ از نظر ارزشی با یک دلار برابر می‌شود. [پیشنهاد این حقیر این است که صفرهای بیشتری حذف کنیم تا از دلار جلو بزنیم ]
وی افزود: با توجه به اینکه ریال واحد پول کشور است و تغییری نمی‌کند،‌ با تحقق این برنامه، واحد پول خرد بعد از ریال همانند سال‌های گذشته دینار خواهد بود که در این صورت یک ریال برابر با ۱۰۰ دینار خواهد شد.

خبرآنلاین ، ۲۲ فروردین ۱۳۹۰

ظهر و عناصر ماقبل و مابعد آن!

بعد از ظهر

از اول بعد از ظهر بوده؟

یا اول بعدالظهر بوده بعد شده بعد از ظهر؟

همین طور قبل از ظهر

از اول قبل از ظهر بوده؟

یا اول قبل‌الظهر بوده و بعد شده قبل از ظهر؟

حس بصری

والا من هر چی به این لوگوی تهران امروز نگاه می کنم، ۹۰، ۱۸۰، ۲۷۰ درجه می‌چرخونمش، نمی تونم اونچه رو که دیگران می بینند رو ببینم. کم کم دارم به این نتیجه می رسم که حس بصری ام مشکل داره.

شاید هم دوستان خیلی مقامات تبتلشون بالاست که در هر آینه‌ای عکس رخ یار می بینند. 😀

مَسئَلَهٌ

باید به ضرب و زور فتوا، اعصابم را از گزند تکه تکه شدن نگاه دارم.

برای خودم فتوا می‌دهم که از این به بعد دیدن تیتر کیهان خصوصاً در اوّل روز،برایم از گناهان کبیره است.

باشد که از حال اوّل صبح امروزم، پند گیرم ❗

نسل سوم و شرکت‌های کامپیوتری

من دقیقا نمی‌دانم اولین شرکت کامپیوتری ایرانی چه شرکتی بوده و چقدر قدمت دارد. اما می‌توانم حدس قوی بزنم که تعداد شرکت‌های کامپیوتری در یک دهه اخیر افزایش یافته است. دنیا در حال تأثیرپذیری بسیار زیاد از دنیای IT است و IT بیش از هر زمان دیگری در زندگی مردم خود را نشان می‌دهد. کشور ما هم افتان و خیزان سعی می‌کند از این قافله عقب نماند و هرچند زیرساخت‌های IT در آن به شدت ضعیف است، اما نتوانسته این نیاز اساسی در دنیای کنونی را نادیده بگیرد.
تحریم‌های بین‌المللی و کم‌سوادی مدیران ارشد حوزه IT و نیز نیاز به بومی‌سازی باعث شد که کم کم صنعت IT در کشور ما پا بگیرد. با توجه به گران بودن محصولات IT اغلب مشتریان این صنعت ادارات و مؤسسات دولتی هستند. برخی از این مؤسسات و ادارات برای رفع نیازهای این چنینی خود اقدام به تآسیس بخش IT در همان اداره یا مؤسسه کرده‌اند و برخی نیز دست به دامان شرکت‌های خصوصی شده‌اند. منحصر بودن مشتریان صنعت IT به دولت باعث شده که سرنوشت این صنعت شدیدا تحت تأثیر سیاست‌های کلان دولت باشد و از این نظر شرکت‌های خصوصی بسیار آسیب‌پذیر هستند. چرا که سیاست‌های کلان در کشور ما از پایداری برخوردار نیستند و بیشتر تحت تأثیر سلایق هستند تا نیاز. این چنین است که اگر شرکتی پیش از یک تغییر دولت یا وزیر با وزارتخانه یا مؤسسه‌ای عقد قرارداد کند، دور از انتظار نیست که پس از تغییر در انتظار، قرارداد به بهانه‌های گوناگون فسخ شود. بلایی که بسیار بر سر شرکت‌های کامپیوتری آمده و می‌آید. یکی از ابتدایی‌ترین عواقب این معضل عدم ثبات در برقراری منابع مالی شرکت و ناتوانی از پرداخت حقوق کارکنان است. امری که بسیار در این شرکت‌ها شایع است
اما آنچه که می‌خواستم به آن اشاره کنم تأثیر و تأثر الگوی ایجاد و حیات شرکت‌های کامپیوتری بر/از منابع انسانی‌اش است. مهم‌ترین سرمایه یک شرکت کامپیوتری منابع انسانی است. (بسیاری از مدیران صنعت IT از درک این جمله ساده اما پرمعنا عاجزند.) نویی و تازگی این دانش باعث می‌شود که جمعیت شاغل در این حوزه متوسط سن پایینی داشته باشند. اغلب آن‌ها را پسران و دختران در بازه سنی ۲۵ تا ۳۵ سال تشکیل می‌دهند. تعدادی از ایشان در آستانه ازدواج و تأهل قرار دارند و می‌خواهند با کسب درآمد از طریق رشته تخصصی‌شان خانه و کاشانه خود را بسازند. و شاید حتی انگیزه‌ ابتدایی‌شان از اشتغال همین باشد. آن‌ها که اینگونه نیستند نیز به مرور و با بالا رفتن سن کم کم به این جرگه می‌پیوندند. اگر بپذیریم که همگان ممر درآمدی به نام جیب پدر ندارند و یکی از مهم‌ترین انگیزه‌های کار هر فرد داشتن درآمد است، خواهیم دید که تأخیر در پرداخت حقوق کارکنان چه بلایی بر سر امنیت و رضایت شغلی کارکنان می‌آورد. بافت جمعیتی کارکنان این شرکت‌ها رو به سوی جمعیتی دارد که سال‌های بی‌ثباتی و پرهزینگی در زندگی را تجربه می‌کند. با در نظر گرفتن همان فرض بالا اغلب زوج‌های جوان حداقل یک یا دو قسط و اجاره خانه را در لیست هزینه‌های ماهانه خود دارند. حتی برخورداربودن از حمایت‌های خانواده نیز نمی‌تواند مانع از بین رفتن نظم زندگی در اثر دیرکرد پرداخت حقوق شود. این است که بسیاری از افراد متأهل ترجیح می‌دهند در شرکتی کار کنند که تضمین کند حقوقشان را به موقع پرداخت می‌کند. این مسئله باعث می‌شود که اقبال عمومی به شرکت‌های دولتی فعال در زمینه IT باشد. چرا که هم میزان حقوق پرداختی آن بالاتر است و هم اطمینان خاطر از پرداخت به هنگام حقوق وجود دارد. و این یعنی شکست خصوصی‌سازی در این زمینه. شاید همین مسئله یکی از دلایلی باشد که شرکت‌های خصوصی بیشتر تمایل دارند نیروهای زن را به استخدام خود درآورند. چرا که دغدغه مالی در میان خانم‌ها پایین تر است و ایشان را می‌توان با دستمزدی پایین‌تر و بدون تعهد در پرداخت به موقع راضی کرد. امری که ممکن است در مقیاس وسیع باعث برهم خوردن معادلات اقتصادی جنسی در سطح جامعه شود. از سویی با توجه به اینکه تعداد متأهلین قشر شاغل در حوزه IT در حال افزایش است شاید بتوان شاهد یک پدیده جالب در حوزه IT بود. شکست یا ضعف صنعت IT بر اثر تغییر بافت جمعیتی و این پدیده قطعا مطلوب نیست.
• انگیزه نوشتن این نوشته، اتفاقاتی است که در اطرافم در حال رخداد است. شخصا از یک شرکت معتبر نرم‌افزاری به دلیل ناتوانی در پرداخت حقوق استعفا دادم و به جایی رفتم که اگرچه حقوقم به ۲/۳ حالت قبل کاهش یافت اما حداقل لازم یعنی پرداخت به هنگام حقوقش تضمین شده بود.
• آقای “من” وقتی با پیشنهاد نسبتا خوب شرکتی مواجه شد شتابزده عمل نکرد و به قول خودش تصمیم گرفت همه تخم‌مرغ‌‌هایش را در یک سبد نگذارد. پیش‌بینی که درست از آب در آمد و اینک شرکت محترم در ابتدای سال مالی ما (زمانی که بیش از هر موقعی نیازمند نقدینگی هستیم) دوماه است که حقوق پرداخت نکرده. اما شاید امروز خود را به خاطر نپذیرفتن پیشنهاد همکاری در یک شرکت دولتی به دلیل پایین بودن کیفیت کار، سرزنش کند.
• در میان اطرافیان شاغل بخصوص متأهلین بسیار می‌شنوم شکایت از این مسسئله را. دیدم انگار منحصر به ما نیست و همگان کم و بیش به آن دچارند.
• من خیلی بی‌سوادتر از این هستم که در زمینه خصوصی‌سازی نظر بدهم. اما وقتی صنعتی نوپا با این مشخصه وجود دارد از دولت انتظار می‌رود در راستای همان سیاست‌ها که صبح تا شب در همه جا از آن صحبت می‌شود با حفظ ثبات در سیاست‌های خود مانع از ضعف این شرکت‌ها شود.
• خوانندگان این وبلاگ که می‌دانند اما برای همان چندنفری که نمی‌دانند IT فرصتی بود که کشور ما از دست داد یا به صورت خوش‌بینانه در حال از دست دادن آن است. در حالی که کشورهای جهان سوم مانند مالزی و تایلند و چین در زمینه سخت‌افزار و هند و پاکستان در زمینه نرم‌افزاری گوی سبقت را در جهان ربودند ما نشستیم و فقط نظاره کردیم تا شاید آخرین فرصت‌ها برای رسیدن به دنیا را از دست بدهیم. نفت را می‌سوزانیم و با آن IC و SOFTWARE می‌خریم. تا کی بشکه‌هامان خالی شود و…