وَ إذَا جَائَکَ الّذِینَ یُؤمِنُونَ بآیَاتِنَا فَقُل سَُلامٌ عَلَیکُم کَتَبَ رَبُّکُم عَلیَ نَفسِهِ الرَّحمَةَ

سخنان بسیار در ذهنم می آیند و می‌روند. مانند لحظات زندگی. اما بر خلاف لحظات زیبای زندگی، سخنان در ذهنم نمی‌مانند. هر لحظه رنگشان تغییر می کند. اما بر صفحه خاطرم حک نمی‌شود. هر لحظه، شک چون دشمنی بی‌رحم حمله می‌کند. هر نتیجه را بسان کسی می‌بیند که ریختن خونش مباح است. سر می‌برد. بر [...]

چی بود… چی شد… ۲۴ بهار گذشت… در حالی که بهاران بسیار بهارتر پیش روست. امسال، بیش از هر سال دیگر قدرت را می‌دانم. به خاطر همه مراحلی از زندگی که با هم پشت سر گذاشتیم و در هیچ کدام یکدیگر را تنها نگذاشتیم. و در این مسیر آنچه که هر روز فوران کرد عشق [...]

post Category: برای تو post Comments (4) post ۸:۱۹ ق.ظ

دو سه هفته پیش آویزگاه شلنگ دستشویی شرکت از جاش درامد. حدود ۵ ۶ روز طول کشید یه نفر بیاد اونو درست کنه. تو این مدت ملت واسه اینکه شلنگ رو زمین نیفته، اونو دور گردن شیر آب می پیچوندند. حالا آویزگاه درست شده. اما هنوز بعضی ها اونو دور گردن شیر دستشویی می پیچند.

post Category: اکتشافات,هویجوری post Comments (5) post ۲:۵۴ ب.ظ

چهره خندانش، منو یاد “دختر مهربون” میندازه. اما این دختر مهربون واقعیه و نه کارتونی. مثل توست. از جنس تو. از جنس انسان. شاید هیچ وقت نمی فهمیدم که دختر مهربون هم سختی های زیادی رو پشت سر گذاشته. شاید اصلا قابل  پیش بینی نبود که پشت اون چهره خندان کسی است که زندگی خودش [...]

post Category: دل نوشت post Comments (6) post ۳:۲۱ ب.ظ

چرا هر وقت می خوام پست دپ بذارم یه اتفاقی می افته؟ چرا هر وقت از دست علی عصبانی ام و بهش پیام میدم، پیام بهش نمی رسه؟ چرا هر وقت می خوام سر یه نفر که خیلی نارحتم کرده داد بکشم، اون یه نفر یه دفعه خیلی مهربون می شه؟ آخه خداجون، منم دل [...]

post Category: دل نوشت,هویجوری post Comments (2) post ۷:۱۴ ب.ظ

نقاش خوبی بود. یا بهتر بگویم، نقاش خوبی می‌توانست بشود، اما به رنگ سیاه، زیادی علاقمند شد …

باید حرکت کرد، حتی با آخرین ذره‌ی امید به بهبود. از سکون می‌ترسم، از بوی تعفن سکون …

post Category: دل نوشت post Comments (3) post ۹:۱۴ ق.ظ

برای “تو” که در این روزها غم گاهی چهره‌ات را افسرد. برای “تو” که در این روزها، یارت در سنگرت نبود و آب به آسیاب لشگر غم می‌ریخت. برای “تو” که مظهر امیدی و پاکی. برای “تو” که محکمی در برابر همه آنچه که خواستنت را برنمی‌تابند. برای “تو” که از میان دستانت گل می‌روید. [...]

post Category: برای تو post Comments (2) post ۴:۵۶ ب.ظ

هر روز به روز تولدش نزدیکتر می‌شویم. هر روز قلبم بیشتر فشرده می‌شود. کاش می‌شد بگریزم. نمی‌شود. کاش می‌شد بی‌اعتنا باشم. نمی‌شود. کاش می‌شد بخندم. نمی‌شود. کاش می‌شد همه چیز را دوباره بنویسم. نمی‌شود. لعنت بر من. بر ضعف من و بر خودخواهی بی حد و حصر من. پ.ن: باز زدم تو خاکریز

post Category: دل نوشت post Comments (0) post ۱:۲۱ ب.ظ

دو سه روز پیش مطلبی با عنوان “تیپ هنری” نوشتم که به نظرم رسید در رساندن منظورم ناتوان بوده‌ام و نظرات دوستان مرا بر آن داشت که توضیح بیشتری در مورد جمله‌ی “آی که حالم به هم می خوره از این هنرمندان !” بدهم. نکته‌ی اول این است که شاید به دلیل انتخاب بد تیتر [...]

post Category: اخلاق,جامعه post Comments (2) post ۱۲:۵۳ ب.ظ