وَ إذَا جَائَکَ الّذِینَ یُؤمِنُونَ بآیَاتِنَا فَقُل سَُلامٌ عَلَیکُم کَتَبَ رَبُّکُم عَلیَ نَفسِهِ الرَّحمَةَ

دی‌شب‌اش قبله را این‌طرفی به‌م گفته‌بودی و آن روز، آن‌طرفی. دوستت هم طرفی دیگر. یا مفهوم قبله، آن‌جا متفاوت است یا تلقّی من از قبله اشتباه بوده‌است. به هر حال سی روز ماه مبارک را به قبله‌ای نماز گزاردم که می‌دانستم چون تویی هم به همان طرف نماز می‌گزارد. کاش این‌طور نمی‌شد که من و [...]

خیلی دردناک است که صبح را با این خبر شروع کنی. خبری که مثل پتک بر سرت کوبیده میشود. رفت. خیلی بی سر و صدا و البته خیلی ناگهانی. گروهی از مستان را دست تقدیر از ما جدا می کند، گروهی دیگر را دستان خودمان. همین یکشنبه بود که با گروهی از دوستان در حال [...]

هنوز هم موقع شستن صورت، مراقبت می‌کنم که آب به داخل دهانم نرود. هنوز عادت نکردم که می‌توانم گشنگی نکشم و ساعت ۴ عصر، یادم می‌افتد که نهار نخورده‌ام. امّا در اوّلین روز بعد از رفتن تو، اوّلین نماز صبح قضایم را ثبت کردم. چه‌قدر بهره بردم از تو !

post Category: دل نوشت post Comments (1) post ۴:۱۵ ب.ظ

بدرود ای بزرگ‌ترین ماه خدا، و ای عید عاشقان حق. بدرود ای کریم‌ترین همنشین از میان اوقات، و ای به‌ترین ماه در روزها و ساعات. بدرود ای ماهی که در طی تو برآورده شدن آمال نزدیک گشته، و اعمال در آن پخش و فراوان است. بدرود ای هم‌نفسی که قدر و منزلتت بزرگ، و فقدانت [...]

چیزی که در بیشتر سوره‌های قرآن به چشم می‌آید، حکایت بنی‌اسرائیل است و یکی از خصوصیات این قوم هم شاید این باشد که احساس می‌کرده‌اند (و می‌کنند) که خدا آن‌ها را قوم برتر قرار داده‌است و همه‌ی بهره‌مندی‌های این دنیا و آن دنیا برای ایشان است… وَقَالُواْ لَن یَدْخُلَ الْجَنَّةَ إِلاَّ مَن کَانَ هُودًا أَوْ [...]

post Category: اندیشه post Comments (0) post ۹:۳۳ ق.ظ

خیلی بی ربط، داشتم کامپیوترم رو مرتب می کردم. عکس های قشم رو دیدم. یاد موقعی افتادم که می خواستم سفرنامه قشم رو بنویسم. سفرنامه ای که در بحبوحه انتخابات فراموش شد. چشمان این پسر خیلی آزارم می ده. معصومیت نگاهش که شاد نشد. کلا توی قشم و هرمز کلی بچه بودند که صدفهای کنار [...]

post Category: سفرنامه قشم post Comments (3) post ۱۱:۵۸ ق.ظ
post Category: دل‌نگاره post Comments (2) post ۵:۳۹ ب.ظ

واقعیتش این است که بسیاری مواقع می‌شود که می‌خواهم چیزی بگویم یا چیزی بنویسم اما موقع نوشتن، افتضاح از آب در می‌آید. اصلاً انگار استعدادی در نوشتن ندارم. پس بر آن شدم برای آن‌که از آسمان کم نیاورم “دل‌نگاره‌های‌ام” را در اینجا بگذارم. اگرچه که این دل‌نگاره هم مانند بسیاری دل‌نگاره‌های قبل و بعد آن، [...]

مدّت‌ها قبل، آیه‌ای دیده‌بودم در مورد اهمّیت عقل و تعقّل از دیدگاه خدا: إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِندَ اللّهِ الصُّمُّ الْبُکْمُ الَّذِینَ لاَ یَعْقِلُونَ (انفال / ۲۲) قطعا بدترین جنبندگان نزد خدا کران و لالانى‏اند که نمى‏اندیشند (ترجمه‌ی مرحوم فولادوند) یعنی خدا حتی در میان آدمیان هم به حساب نیاورده این دسته از جنبندگان را. چند [...]

خب در طی چند روز گذشته اتفاقاتی افتاد که بد ندیدم شما هم بدونید و کمی بخندید و البته درس عبرت بگیرید. شب جمعه به مناسبت شب احیا خواستیم بریم بازار تهران، پای منبر حاج آقا مجتبی تهرانی. من کلا یه بار رفته بودم اونجا. چندان خوشم نیومده بود. این قدر خواب آور صحبت می [...]

post Category: تجریبات,جامعه post Comments (5) post ۳:۲۲ ب.ظ