تا سه کلمه را کامل ادا کند تمام وجودم پر از استرس می شود. یک خبر نسبتا خیلی خوب… ترسیدم که آخرین کلمه به جای خوب، بد باشد. اما خوب بود. خدا رو شکر تا اینجایش… اما چه خبری می شد این قدر خیلی خوب باشد. -حدس بزن!! -حدس بزن!! -حدس بزن!! این آقای “من” [...]
رفتم به ۶ سال قبل پاییز ۸۲ حیاط دانشکده ترس و دلهره محیط ناآشنا تنها بی شک خیلی زود با همه چیز و همه جا آشنا می شدم اما چگونه اینجا چگونه خواهد بود؟ این ۴ سال چگونه خواهد گذشت؟ در همین اندیشه ها یک نگاه نزدیک به باغچه باریکه غرب دانشکده قدش بلند چشمانش [...]
نمیدونم این مسخره است یا عادیه. قشنگه یا زشته. خنده داره یا گریهدار. اما خب من واقعا احساس میکنم نباید جای بعضی چیزا تو زندگی ام خالی باشه. شاید مهمترینش نوزایی باشه. همه چیز از یه اتفاق ساده شروع شد. از یه قوطی کنسرو. بعد از یک ناهار دلچسب روز جمعه. فکر کردم الان (دقیقا [...]
برخیزید. برخیزید. برخیزید. برخیزید برخیزید ای شهیدان راه خدا ای کرده، بهر احیای حق، جان فدا کز قطره قطرهی خون پاک شما میروید تا ابد در وطن لالهها برخیزید. برخیزید برخیزید رهبر آمد کنون در کنارتان تا سازد، غرق در بوسه خاک مزارتان تا گیرد خونبهای شهیدان ز اهرمن باز آمد رهبر ما پی یاری [...]


۱۲:۰۳ ب.ظ
