نماز ظهرم که تمام شد مشغول بررسی اتاق شدم. در جاهایی از دیوار، میهمانان قبلی چیزهایی نوشتهبودند که در طول روزهای اوّل، یکی از سرگرمیهایم شدهبود پیدا کردن این نوشته ها. البتّه نوشتههای اتاقهای تنهایی بیش از آنکه جالب باشند ملالآورند.بزرگترین نوشتهای که دیدم این بود:” حدایا توبه. استغفرالله” که با خطی بسیار بزرگ نوسته [...]
بوی جوی مولیان آید همی یاد یار مهربان آید همی ریگ آموی و درشتی راه او زیر پایم پرنیان آید همی آب جیحون از نشاط روی دوست خنگ ما را تا میان آید همی ای بخارا شاد باش و شاد زی میر زی تو شادمان آید همی میر ماه است و بخارا [...]
و باز هم هادی! رفته بودن مشهد. بچه کلی ذوق کرده بود از دیدن هواپیمای غول پیکر و سوار شدنش. ذوقش واقعا درک شدنیه و البته نگرانی من که آیا خانواده عزیزم به سلامت از این سفر دو سر هوایی برمیگردند یا خیر. در سفر برگشتن موقع فرود، هوای تهران بارانی بود. موقعی که هواپیما [...]
گمان میکنم بیشتر خوانندگان این نوشته در سالی که گذشت پای صحبتهای دوستی یا آشنایی با تجربهای مانند تجربهی من نشستهاند و به مشکلات گوناگون این مهمانیها و برخوردهای میزبانان این مهمانیها واقفاند. برخوردهایی که گاهی یکیشان هم برای شرمساری کافی است. برخوردهایی که هر انسان منصف و با اخلاقی – چه داخل سیستم و [...]
بعد از انتخابات، گاه به گاه به این فکر میکنم آیا این بار اول است که بر سرزمینم و بر مردم چنین میگذرد؟ به گذشته میروم و آنچه از تاریخ میدانم را به یاد میآورم و به مردم آن زمان فکر میکنم که چه حسی داشتهاند و چه میخواستند بکنند. به این فکر میکنم که [...]
عبارت بامزهای در زبان طاری است که ساختارش برایم خیلی جالب بود نَگُهِلَند = نَ + گُ + هِلَند = نَ + که + گذارند یعنی “نمیگذارند که!” جالب است که این “که” چهطوری رفته آن وسط. پ.ن: دریغ که نسل طاریهای تحصیلکرده چندان این زبان را نمیشناسند و پیرها هم آنهایی که ماندهاند درسخوانده [...]
مدّتها مردّد بودم که خاطرات مرداد سال گذشته را بنویسم یا نه. همان اواسط مرداد که آزاد شدهبودم یکی از دوستان توصیه کرد که برای بازگشت سریعتر به حالت روحی عادی، حتماً خاطراتم را برای کسی تعریف کنم یا دست کم ضبط صوتی به دست بگیرم و آنها را به زبان بیاورم تا کمی “سبک [...]
بعد از یه عمر کد نوشتن با jsf و کارهای این چنینی و آن چنانی از صدتا فحش هم بدتره اینکه یه کاری رو بالاخره با java script راه بندازی. نزدیک یک روز کامل وقت گذاشتم. همه حالت های ممکن رو امتحان کردم و تنها نتیجه ای که گرفتم این بود که تکنولوژی ای مزخرفتر [...]
گناه فقط ماییم. ما مردم! و از میان مردم ما زنها! ما زنها اصولا گناهکار زاده میشویم. بار گناه جامعهای از ابتدای هست شدنمان بر دوش ماست. برای آن هنگام که به دنبال مجرم میگردند ما را به دادگاه ببرند و باز به محبس خانههامان بکشانند. گناه تنها برای ماست و نه برای آنانی که [...]


۱:۵۶ ب.ظ
