لعنت بر همه تعلق‌های زمینی

هر روز به روز تولدش نزدیکتر می‌شویم.

هر روز قلبم بیشتر فشرده می‌شود.

کاش می‌شد بگریزم. نمی‌شود. کاش می‌شد بی‌اعتنا باشم. نمی‌شود. کاش می‌شد بخندم. نمی‌شود. کاش می‌شد همه چیز را دوباره بنویسم. نمی‌شود.

لعنت بر من. بر ضعف من و بر خودخواهی بی حد و حصر من.

🙁

پ.ن: باز زدم تو خاکریز 😉