بی تابم

خرم آن روز کزین منزل ویران بروم

راحت جان طلبم وزپی…

از پی کی بروم؟ حتی برای رفتن هم باید دلیل قانع کننده ای داشته باشی!

4 دیدگاه برای «بی تابم»

  1. به به!! چشمامون روشن. بلاخره اینجا یکی پست گذاشت!!بابا این قدر در دام مدرنیته نیفتین، اصلا ناامیدی فلسفی زاییده مدرنیته است. نا اداز همه چی و شک داشتن به هر مسیری…..

  2. به مهدی:
    سؤالم زاییده مدرنیته نیست. یکبار دیگه بخونش. فکر کنم با آفرینش آدم همزاد باشه. منتها آدم رشد کرد. اما این سؤال حل نشد.

  3. “کی” نه…حتی “چی” هم نه…

    جانان. جانانی که باید دل بکنی تا ببینیش. باید درد بکشی تا ببینیش…باید با خود خودت تنها بمونی تا ببینیش…

    اما باز این فقط یه قسمت از داستانه.

    من این داستان رو از زاویه دید خودم نگاه می کنم. هرکس می تونه تفسیر خودش رو داشته باشه.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *