یک سایتی رو دنبال میکنم که هر روز یک واژه جدید انگلیسی یاد میده. از این دست سایتها کم نیست اما نکته مهمی که در مورد این سایت هست اینه که در کنار آموزش اون لغت ( شامل معنی و تلفظ و کاربرد در جمله) یه نکته ریز در مورد اون لغت هم ذکر میکنه. این نکته ریز معمولا به ریشهی اون لغت ربط داره. مثلا میگه که اگر گفتی این کلمه با چه کلماتی همخانواده است یا اینکه از چه زمانی به بعد این واژه در انگلیسی مورد استفاده قرار گرفت. یا اینکه این لغت از کدوم زبان به انگلیسی راه پیدا کرده.
منم که عشق زبانشناسی و ریشهشناسی. (سر آقای من رو گاهی به درد میآرم از بس اظهار فضل میکنم که فلان کلمه ریشهاش اینه و از فلان کلمه اومده و با فلان کلمه انگلیسی همریشه است).
حالا هدف از نوشتن این پست لغت خیلی جالبیه این هفته بهش برخورد کردم.
سرندیپیتی یا serendipity
خب شاید تعجب کرده باشین. ( شاید هم نه) خودم هم تا مدتها فکر میکردم این اسم یه اسم من در آوردیه و در بهترین حالت اسم یکی از خدایان قدیمی افسانههای فرهنگهای لاتین یا آنگلوساکسون. اما خب این طور نیست.
اول اینکه این واژه واقعا معنیداره و معنی اش هم کسب یک اطلاع یا نعمت در اثر بخت و اقبال و در کنار اون اندکی زیرکی است.
دوم اینکه این واژه ریشه فارسی داره.

طبق مطلبی که توی این سایت نوشته این واژه از یک افسانه فارسی در مورد سه برادر شاهزاده است. شاهزادههای سرزمین سریلانکای فعلی. و اسم سرندیپ هم از نام قدیم این سرزمین اومده. از قرار معلوم پدر این سه شاهزاده که مسلما شاه بوده! دلش میخواسته اونا رو خیلی خوب تربیت کنه. بعد از کلی استاد و معلم و کلاس به این نتیجه میرسه که بچههاش باید جور دیگهای تجربه کسب کنند. پس اونها رو به بیرون شهر میفرسته. این سه پسر سفرهایی داشتند و در سفرهاشون ماجراهای مختلفی رو تجربه میکنند.
نکتهای که پیونددهنده معنای فعلی این کلمه با این داستانه طریقه اکتشافات اونها در این سفره که نویسنده معتقده بر اساس شانس بوده.
مثل سیب نیوتون یا الکل زکریای رازی.
صدالبته که این طور نبوده اما نگاه اون نویسنده و تأکیدی که در این داستان بر اون داشته باعث شکلگیری این واژه میشه.
خلاصه که برام جالب بود که اسم یکی از شخصیتهای دوستداشتنی کارتونیمون این ماجرا رو داشته باشه.
اصل داستان از زبان ویکیدیا. ظاهرا این داستان در کتاب هشت بهشت امیرخسرو دهلوی روایت شده است.
9 

۲:۱۹ ب.ظ

Leave a Reply