چیزی جز رفتارمان نیستیم.

این ثابت شده است. زبان رفتار بسی رساتر از گفتار است.

حال بیایم و قسم بخوریم که این طور نیست.

شلوغ بازی دربیاوریم که این‌گونه نیست.

تقصیر را به گردن دیگری بیاندازیم که با تبلیغات بدش باعث شد ما بد جلوه کنیم.

همه را بد بیانگاریم که می‌خواهند خوبی ما نادیده باشد و بدیمان عریان و نمایان.

اما این تصویر خود حرف می‌زند.

حال شما بیا بروشور چاپ کن و بگو اسلام این نیست.

بیا گروه اینترنتی راه بینداز و بگو اسلام این نیست.

بیا همایش و جشنواره و سمینار برگزار کن و بگو اسلام این نیست.

هیچ کدام از این نواها در مقابل طنینی که این عکس در گوش یک مخاطب دارد شنیده نمی‌شود.

من و شما و ۴ نفردیگر که مخالف است با چنین کارهایی چه دردی دوا می‌کند از دینی که این چنین به جهانیان معرفی می‌شود.

از ماست که بر ماست.

و مشکل نه عاملان این جنایت که مبلغان آنند

که با جزمیت تو را

به جرم توسل به صفات رحمانی خدایت، از دینشان بیرون می‌دانند.

 

3 دیدگاه برای «چیزی جز رفتارمان نیستیم.»

  1. سلام.
    این چیزی که دارم می‌نویسم به متن شما بی‌ربطه. به اون عکس جلد مجله‌ی تایمز مربوطه.
    یک نفر مطلبی رو در گوگل‌ریدر منتشر کرد که به نظرم جای توجه داره. مضمون حرفش این بود: پروندۀ اخیر ویکی‌لیکز دربارۀ جنگ افغانستان روز ۲۵ جولای منتشر شده و تاریخ این مطلب مجله‌ی تایمز، ۲۹ جولایه؛ چهار روز بعد! نظر اون آدم این بود که این فاصله‌ی چهارروزه، معنای خاصی داره.

    (ناگفته پیداست که نه یقینی به درستی محتوای پروندۀ ویکی‌لیکز دارم، نه به درستی مطلب تایمز.)

  2. من هم با حرف شما موافقم. اما با خشونت های دین، که به هر حال بخشی جداناپذیر از آن هستند، چه باید کرد؟ آیا می شود خشونت را از دین حذف کرد؟ به نظر من نه، چون با حذف بخشی از هر چیز به چیزی متفاوت از حالت کامل آن می رسیم. مثلاً اسلام منهای مجازات قطع دست برای سرقت، دیگر اسلام نیست. به قول کامپیوتری ها می شود «اسلام–» http://man-va-aseman.ebramcity.com/wp-content/plugins/smilies-themer/tango/face-wink.png خیلی وقت ها طرفداران دین رحمانی سعی می کنند بگویند برای هر رفتار قهرآمیز دینی، جایگزینی رحمانی وجود دارد. ولی واقعاً این طور نیست. چگونه می توان حکم سنگسار محکومی را که جرمش ثابت شده است لغو کرد، در شرایطی که مجازات این جرم طبق دستورات واضح دین چیزی جز سنگسار نیست؟ آیا لغو این حکم تخطی از دین نیست؟ عده ای فقط قسمت های غیر خشن دین را می پذیرند و از عمل به دستورات خشونت بار دین خودداری می کنند و با این روش دین را رحمت و مهربانی معنا می کنند. این کار هم سر در برف فرو کردن است. زیرا چه پیروان یک مکتب دستورات خشن آن را اجرا کنند و چه نکنند، این دستورات و خشونت ها در دینشان وجود دارد.
    گاهی این پرسش برایم پیش می آید که شاید اسلام این هست! اگر نه با شدتی که این عکس بیان می کند، اما شاید با درجاتی پایین تر دین خشنی هست….
    چه می دانم!!!!

    1. نظراتی که برای این پست مطرح شد مرا بر آن داشت که جوابش را در پستی مفصل و جداگانه بدهم.
      امیدوارم زودتر فراغتی دست دهد تا بتوانم بنویسم.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *