ترافیک

قرار بود صبح ها زود بیام که گاه گاهی اینجا رو بروز کنم. اما هر قدر که زود حرکت می کنم، انگاری فرقی نداره. وقتی میرسم شرکت انگار از جنگ برگشتم. نمی دونم چقدر وقت و پول و انرژی تو این ترافیک تلف می شه. اما هرچی که هست ما ایرانی ها خیلی پوستمون کلفته. فکر کنم اگر تهران پارکینگ هم بشه باز هم همه ما ماشین های تک سرنشینمون را از خونه خارج می کنیم. انگار همه ما منتظریم که یه قانون تصویب بشه که ماشین تک سرنشین جریمه بشه تا ماشین رو نیاریم. هیچ کس با انگیزه خودش نمی تونه مثل یه انسان عاقل عمل کنه. بله می دونم که همه شما میگین که خوب وقتی شهر این جوریه تاکسی نیست اتوبوس نیست چرا من باید خودم رو قربانی کنم؟

نتیجه این استدلال هاست که منجر به چنین ترافیکی شده. همه ما منتظریم دیگران اول شروع کنن و تا اون زمان به خودمون حق میدیم که هر طور دلمون میخواد رفتار کنیم. دلم می خواست می تونستم کاری کنم. اما جز از نوشتن این نوشته هیچ کار دیگه ای از دستم بر نمیاد.

احتمالا از فردا باید ۶:۳۰ از خونه بزنم بیرون

4 دیدگاه برای «ترافیک»

  1. من فاصله خونم تا اداره ۱۰ دقیقه پیاده رویه اما همیشه نیم ساعت دیر میرسم اداره.نظارت بر حضور غیاب پرسنل هم با منه همیشه هم دلم میخواد صبح زود اداره باشم اما نمیشهنمیدونم علتش چیه!!…
    اصلا هرکی هر وقت دلش میخواد بره سره کار….

  2. یه تیم از بچه های ریاضی دانشکده ی ما دارند رو مشکل ترافیک کار می کنند. نگران نباش! چند وقت دیگه مشکلش حل می شه و می تونی ساعت ۸ از خونه بری بیرون و ۷:۳۰ برسی سر کار;)

  3. کامنت اولی رو توی بدترین حالت روحی نوشتم ولی این یکی رو توی بهترین دارم مینویسم.امروز دومین روزیه که ۱ ساعت زودتر از همیشه میرم اداره البته مشکل من ترافیک نبود ولی خب بی تاثیر هم نیست….:d

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *