گفت‌گوهای روزانه یک “بانک دولوپر”*

۱- می‌رم عینک بخرم. بعد از کلی بالا پایین کردن قاب های گوناگون و انتخاب عدسی، رو می‌کنم به فروشنده خوش برخورد فروشگاه و می‌پرسم: “آقا پوز دارین؟” فروشنده با چشمانی متعجب گویا در پی توضیحات بیشتر است. دستم رو به علامت کارت کشیدن عقب و جلو می‌برم و می‌گویم ببخشید “کارتخوان
۲- از بانک پول برمی‌دارم. موقع شمارش پول به مشکل برمی‌خورد. پول نمی دهد. اما از حساب کسر می‌کند. باید صبر کنم تا ۲۴ ساعت. اما  فرداش پول برنگشته. با رسید می‌روم شعبه. بعد از کلی توضیح دادن به باجه‌دار، راهنمایی ام می‌کند به فلان باجه. باز هم از ابتدا ماجرا را برای او توضیح می‌دهم. می‌رود پرینت تراکنش‌ها را می‌گیرد. تراکنش مورد نظر را مشخص می‌کنیم. باید یک نامه بزند تا بررسی شود. تازه می‌فهمم اینکه شرط مچ نشدن تراکنش Reverse را درست ننوشته بودم ممکن است چه بلاهایی برای یک شهروند محترم ایجاد کند.

۳- کل سایت بانک ملت رو زیر و رو می‌کنم که جایی پیدا کنم برای دریافت رمز اینترنتی و بالاخره می‌فهمم که باید به شعبه صادر کننده کارت مراجعه کنم. هر چی فکر می‌کنم نمی‌ارزد تا خیابان زمرد بروم. ترجیح می‌دهم بروم بانک سر چهارراه و حساب باز کنم. بعد از حدود ۴۵ دقیقه معطل شدن و پر کردن فرم های مختلف (وسطهاش می‌خواستم بگویم بخدا اطلاعات من در سیستم شما هست) حسابم افتتاح شد. تأکید کردم می‌خوام خدمات الکترونیک داشته باشم. اطلاعات ورودم رو یک تکه کاغذ پرینت می‌گیرد و بعد شروع می‌کند به توضیح دادن:

ببینید خانم. می رید توی اینترنت اکسپلور (نمی‌دانست من از IE نفرت دارم) آدرس زیر رو تایپ می‌کنید:

www.bankmellat.ir

من کشته مرده این www ام 😉

بعد یک جایی دارد نوشته ورود. دوتا ورودی داره. یکی اش واسه اسم کاربری یکی اش هم رمز و همین طور توضیح می‌دهد. هی می‌خواهم بپرم وسط حرفش بگویم آقا من همین حالا بالای سر شما (درساختمان بالایی)  دارم روی این سیستم ها کار می‌کنم. باز به خودم می‌گویم بچه زبون به دندون بگیر. این قدر افه نیا. ولی توضیحاتش کلافه کننده بود. با این حال طاقت آوردم و تا آخر گوش دادم.

بعد رسید به همراه بانک ملت

بعد از توضیح چگونگی دانلود و از این قبیل امور گفت “بعد یک کلید به شما می‌دهند که باید روی تلفن همراهتان وارد کنید”. دست خودم نبود. یه دفعه پریدم وسط حرفش. گفتم exchage key رو می‌گید؟ (یاد مواقعی افتادم که exchange key دستگاه‌های مشتریان بروز نیست و باید reset شود)

یارو چشماش چارتا شد. گفت آره. فکر کنم خودتون بقیه‌اش رو می‌دونید؟

گفتم: بله، قربون دستت، اون کارت حساب ما رو بده. ما بریم.

* هر چی فکر کردم معادل مناسبی واسه کلمه Developer پیدا نکردم. توسعه دهنده؟ تولید کننده؟ چی؟ مثل مواقعی می‌شه که می‌خوام بگم چی کاره‌ام؟ مهندس کامپیوتر؟ برنامه نویس؟ Developer بانک؟ خدایی این هم شغله ما داریم؟

4 دیدگاه برای «گفت‌گوهای روزانه یک “بانک دولوپر”*»

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *