من اگر شهردار بودم

من اگر شهردار بودم به جلوگیری از حوادث چهارشنبه‌سوری فکر نمی‌کردم. بلکه به این فکر می‌کردم که چگونه یک چهارشنبه‌سوری سالم برگزار کنم.

من اگر شهردار بودم در همه پارک‌های شهر در یک جای مناسب، آتش‌های کوچک روشن می‌کردم و مردم را به خواندن سرود “سرخی روی تو زمن …” تشویق می‌کردم.

من اگر شهردار بودم شب چهارشنبه‌سوری آسمان شهر را نورباران می‌کردم.

من اگر شهردار بودم در ایستگاه‌هایی مشخص، آجیل مشکل‌گشا پخش می‌کردم یا حداقل مردم را به این کار تشویق می‌کردم. (نمی‌دانم چطور در شب‌های عزا مردم به هم آب‌میوه و چای صلواتی می‌دهند اما کسی در شب چهارشنبه‌سوری آجیل صلواتی نمی‌دهد.)

من اگر شهردار بودم مردم را به اجرای مراسم قاشق‌زنی دعوت می‌کردم و برای اینکه برای کسی هم در این مراسم مزاحمت ایجاد نشود به همه مردم می‌گفتم که آن‌هایی که دوست دارند در این مراسم باشند روی در‌های خانه‌هاشان یک غنچه رز نارنجی نصب کنند.

من اگر شهردار بودم ترجیح می‌دادم در شب چهارشنبه سوری همه مردم شاد و خوشحال و خندان باشند. با هم بگویند و بخندند. مغازه‌ها  پررونق باشند و شهر به مناسبت این روز غرق در نور و سرور شود.

افسوس که ما از زندگی جز ترس و رنج و اشک چیزی ندانستیم.

*امروز در راه خانه شهر حالت جنگی به خود گرفته بود. صدای مهیب انفجارها از هر گوشه‌ای به گوش می‌رسید. مغازه‌ها بسته بودند و همه در حال توصیه به هم که زودتر به خانه پناه برند.

حرف من امسال و پارسال نیست. حرف من کلی است. من هیچ‌وقت نفهمیدم که چرا عوامل اجرایی حکومت سعی در تخریب چنین روز‌هایی داشتند و به جای اینکه ابتکار عمل را به دست بگیرند به تقبیح اعمال دیگران قناعت کردند.

شادی و نشاط حق مردم است. عمل کردن به سنتی دیرین حق ساکنان یک سرزمین است. شاید از نگاه کسانی (عموما مذهبی‌ها) این کارها بیهوده جلوه کند اما هیچ حق سلبی برای آن‌ها به وجود نمی‌آورد.

6 دیدگاه برای «من اگر شهردار بودم»

  1. خیلی خوب نوشتی، مرسی. اتفاقا این کارایی که می‌گی رو اینجا شهرداری گوتنبرگ برای ایرانی‌ها انجام می‌ده، یه محوطه‌ی بزرگ رو در اختیارمون قرار می‌ده، آسمون رو نوربارون می‌کنه، شعله‌های آتیش کوچیک برپا می‌کنه تا مردم روش بپرن، غرفه‌ی موسیقی و رقص هم برپاست. حدود ۷۰۰۰ نفر میان و هیچ‌کس هم مزاحم هیج‌کس نمی‌شه و هیچ اتفاق بدی هم نمیوفته، همه هم ایرانین، همون ایرانی‌هایی که اگه توی ایران بودند به خاطر محدودیت به ترقه و مواد منفجره روی میاوردن

  2. دو مورد وجود دارد. یکی این که کلا احساس می‌کنم بسیاری از مسئولین (و شاید جو غالب در حاکمیت) این است که در مورد مسائل بیشتر منفعل‌اند و خودشان اصولا چندان اهل تحلیل نیستند تا بتوانند ابتکار عملی به خرج دهند.
    دوم این که متأسفانه هر چیزی که مستقیما مربوط به آیین اسلام نباشد -صرف نظر از ارزش یا ضد ارزش بودن خود آن چیز- مقابل‌اش جبهه‌گیری می‌شود.
    نکته این که پیامبر هم پس از فتح مکه با همه‌ی آیین‌های قدیم اعراب مخالفت نکرد و با برخی از آن‌ها هم که مضر بودند به‌تدریج و با فرهنگ‌سازی و آرامش مواجه شد.
    کاش جدای از شعارهای همیشگی، کمی هم عمل‌مان اسلامی باشد …

  3. دست شما درد نکنه. اما یه نکته را فراموش کردید. اون هم اینکه اگر شهردار بودید با این همه ایده و فکر خوب. بازهم کاری نمیتونستید کاری بکنید. چون کس دیگری برای امور تصمیم میگیرد نه شهردار.
    شهردار حتی اجازه انتخاب و ابقا رئیس مترو رو هم ندارد، چه برسد به این حرفها
    باید بگویید من اگه … بودم فلان میکردم وبهمان

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *