عیدانه …. ؟

عید “ما” کم‌کم دارد می‌رسد (واقعاً دارد می‌رسد؟) و مثلاً باید خوش‌حال باشیم. اما برای بسیاری، این عید، –مثل سال گذشته- خوش‌حالی ندارد و غم‌شان را و دل‌تنگی‌شان را می‌افزاید. آن‌هایی که تعطیلات معمولی هم برای‌شان مترادف بود با از دست دادن تماس یا ملاقاتی که برایش لحظه‌شماری کرده‌بودند …

بدترین روزهای “آن‌جا”، روزهای تعطیلش بود که گرد غربت را در لحظه لحظه اش پاشیده‌بودند. غربت برای آن‌هایی که “آن طرف دیوار” هستند یک رنگ دارد و برای عزیزان‌شان در این طرف دیوار، رنگی دیگر، ولی در هر دو سو، غربت است …

در لحظه‌ی “تحویل” سال، دعا کنیم دل آنان که زمام امور را در دست دارند و بر مسند قضاوت عدل علوی تکیه زده‌اند کمی به رحم آید و چند لحظه‌ای بر حال کسانی که مشمول “هدف‌مندی” در اعطای مرخصی نشده‌اند به دید یک “انسان” بنگرند و بیندیشند …

و در لحظه‌ی “تحویل” سال دعا کنیم امور مملکت “تحویل” یابد و به آینده‌ی روشنی برسیم که در آن، دایره‌ی امنیت نظاممان آن‌قدر تنگ نباشد که کسی با ابراز نظرش در نقد یا مخالفت روند جاری پا را بر روی خطوط قرمز ”امنیتی” گذاشته باشد و به مرور زمان، از احساس مسئولیت دینی و ملی که برای مملکتش داشته، –با چسباندن انگ ضدیت با دین و کشور و وابستگی به بیگانگان- پشیمان نشود …

سخن بسیار است. شاید برای وقتی دیگر …

3 دیدگاه برای «عیدانه …. ؟»

  1. ما در خانه هم متهم به آمریکایی بودن، ضد اسلام بودن و آلت دست بیگانه شدیم، تا وقتی که به قول شیخمان تحمل طرف مقابل را نداشته باشیم اوضاع به همبن قرار خواهد ماند …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *