یازده سپتامبر

۶ سال گذشت از شبی که من در اتاق ۹۲۱ بسطامی به ماه شب هفتم شعبان خیره شده بودم

و

به این فکر می‌کردم که کودکی هست  در این دنیای نازیبا که بودنش، امید و انگیزه‌ای نو برای زیستن به من می‌دهد.

تولدت مبارک ای بهترین هدیه این سال‌ها

🙂

2 دیدگاه برای «یازده سپتامبر»

  1. تولدش مبارک!
    هیچ وقت اون لحظه ای رو که به من گفتی داری صاحب یه برادر می شی یادم نمی ره. تو اتاق ۳۲۱ بودیم. آهنگ ساری گلین رو داشتیم گوش می کردیم و تو داشتی گریه می کردی و من مونده بودم که چه اتفاقی برات افتاده؟!!! وقتی گفتی، کلی بهت خندیدم!
    واقعا اون روز فکرش رو هم نمیکردی که اینقدر برات عزیز بشه، درسته؟!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *