خلق را تدبیرشان بر باد داد

امروز چندتا مطلب دیدم در مورد گرانی. خود مسئله بسیار بزرگ است و دارای حواشی بسیار. اما نکته‌ای این وسط مغفول می‌ماند و آن هم کاهش تدریجی امید به اصلاح است در میان عامه مردم. چگونه؟

خیلی خیلی خلاصه بخواهم بگویم این می‌شود که عوام (در معنای واقعی عوام) در یک محیط شعارزده و پوپولیستی، به تدبیری دست می‌زند که چند سال بعد مجبور است نتیجه بگیرد آن تدبیر بسیار بسیار بد بوده. اگرچه خودش به صراحت این را درک نمی‌کند. اما همین نتیجه در پس‌زمینه ذهنش باعث می‌شود به یک نتیجه کلی‌تر و بسیار خطرناک برسد و آن اینکه وضع همین است و درد دوانشدنی است و “هر کی اومده، برده و خورده” و “همشون از یه قماشند” و امثال این نتایج.

در چنین شرایطی امکان صحبت منطقی با افراد کلا از بین می‌رود. چرا که فرد با شواهدی که در دست دارد استدلال می‌کند که به همه نوع آدمی برای رفع مشکلش متوسل شده و در نتیجه اینکه مشکل تا به حال رفع نشده به خاطر این است که طبقه حاکم از هر تیپ و جناح و تفکری که باشند به فکر مردم نیستند.

به نظر من در این شرایط بیشتر از تلاش برای رفع نگرانی، باید به افراد فهماند که چرا این اتفاق افتاد. هر چند که چیدمان اقشار در جامعه مانعی بزرگ برای القای این مطلب است.

3 دیدگاه برای «خلق را تدبیرشان بر باد داد»

  1. آخه این وسط یه مشکلی وجود داره: گاهی اون تدبیر، واقعاً برای اون فرد در اون زمان و به‌طور مقطعی، بهترین انتخابه. در این صورت فهمیدن یا نفهمیدن آیندۀ ماجرا خیلی مؤثر نیست!
    مثلاً ماها شاکی هستیم که چرا آدم‌ها در مقابل پخش یارانۀ نقدی به این شکل، موضع نمی‌گیرن. شاید دست‌کم در مورد بعضی‌هاشون جا نداشته باشه چنین گله‌ای داشته باشیم؛ کسی که گیر خرج همین امشب و فرداشه، لازم نیست (و شاید حتی نباید) به پس‌فرداش فکر کنه: «تا اون موقع خدا بزرگه.»
    صدالبته حق داره بعداً از اینکه چرا راه‌های بهتری جلوی پاش نبوده شاکی باشه.
    یه سؤال: آیا این کسی که استدلال می‌کنه «همه‌شون از یه قماشند»، ممکنه بازهم دست به دامن حاکمیت بشه؟ اگر بله، چرا؟ آیا چون به کمک کس دیگه‌ای امیدوار نیست؟ آیا چون افق دورتری برای حل مشکلش نمی‌بینه؟ یا آیا چی؟

  2. بله در کنار این تدبیر، مسئله گزیده نشدن از یک سوراخ حالا نه دوبار بلکه چندبار هم هست.

    حرف شما منطقی هست و باید بگم به نظر بله ممکنه باز هم دست به دامن حاکمیت بشه. چون به قول شما رفع حاجت برای افراد در لحظه خیلی مهم‌تر از اتخاذ تصمیم دوراندیشانه است.

    حرفم کلا این بود که این اتفاقات یه نتیجه ناخوشایند داره که دیده میشه و یه سری نتایج ناخوشایند که دیده نمی‌شه. ناامیدی از اصلاح مملکت از دسته دوم هست که باعث میشه رایزنی نتیجه نده. بلکه حالتی رو پیش بیاره که مردم از فرط عصبانیت به اعمال خانه برانداز متوسل بشن.

  3. با تحلیل ب.ا.م موافقم که خیلی جاها، تصمیم بر اساس اضطرار امروز فقط هست و از این فرد انتظار دوراندیشی بیشتری رو نمیشود داشت. و از طرف دیگر، جوامع همین طور رشد می کنند، با تصمیم های اشتباه. خرد جمعی عمدتاً در گذر تجربه های جمعی رخ می دهد. چون اکثر مردم که فیلسوف یا سیاست مدار یا تحلیل گر اقتصادی یا … نیستند که بتوانند این پیش بینی ها را بکنند.
    حال با این اوصاف، وظیفه ما چیست؟

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *