سیمای زنی در سی سالگی

لپتاپ بازه. کلی کار مونده. پسرک رفته گردش و فی الواقع پیچانده شده تا من به این کارها برسم. صدای دخترک میاد. میرم بالا سرش. به چشمای نیمه روشنش نگاه میکنم. دلم نمی‌آد بغلش نکنم.

بغلش می‌کنم.

لبتاپ بازه و کلی کار مونده…

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *