شرح مصیبت

خب در طی چند روز گذشته اتفاقاتی افتاد که بد ندیدم شما هم بدونید و کمی بخندید و البته درس عبرت بگیرید. شب جمعه به مناسبت شب احیا خواستیم بریم بازار تهران، پای منبر حاج آقا مجتبی تهرانی. من کلا یه بار رفته بودم اونجا. چندان خوشم نیومده بود. این قدر خواب آور صحبت می کردند که اگر یه جا، فقط یه جا سررشته کلام از دستتون در می رفت دیگه هیچی نمی فهمیدید. اما این بار از سر ناچاری و بی جا و مکانی رضایت دادم دوباره بریم اونجا. رفتیم اونجا. کمی دیر رفتیم. در به در دنبال جای پارک. اومدیم یه جا پارک کنیم با توبیخ افسران راهنمایی مواجه شدیم. که با ادب تمام!!! ما رو مجبور به ترک اونجا کردند. رفتیم جای دیگری پیدا کردیم. باز هم اومدند گفتند نه. داشتیم از پارک می اومدیم بیرون که جای شما خالی نباشه، زدیم به یه وانت. کلافگی ترافیک راه و نبود جای پارک و برخوردهای مأموران اعصابمون رو به اندازه کافی ضعیف کرده بود که خب عاقبت به چنین واقعه ای بزم ما کامل شد. مقصر هم که ما بودیم. یه کارت دادیم یه کارت گرفتیم و فردا واسه پرداخت خسارت قرار گذاشتیم.

فرداش

فرداش قرار بود عصر با جمعی از دوستان بریم کوه و بعدش از کوه سرازیر شیم یه جایی همون دور و بر دربند یه افطاری نوش جان کنیم. که آقای خسارت دیده زنگ زد و گفت که ساعت ۶ متروی شهر ری. خب برنامه هامون ریخت به هم. در حال حرکت بودیم که زنگ زدند قرار رو به ساعت ۶:۳۰ موکول کردند. گفتیم چشم. از اونجایی که دلمون می خواست پاسبان محیط زیست باشیم، گفتیم با مترو بریم. تا دم متروی دروازه دولت  رفتیم و پارک کردیم و رفتیم متروی شهر ری. طولانی اش نکنم. رفتیم و اون آقا هم ما رو گذاشت سر کار و بالاخره ساعت ۷:۳۰ به محضر ایشون شرفیاب شدیم و خسارتش رو دادیم و برگشتیم متروی دروازه دولت. که دیدیم بععله. ماشین نیست. کی بود، کی بود، جرثقیل اومد و برد.

مصائب پارک ممنوع

خب همه این مقدمات رو گفتم برای اینکه شروع کنم یه پروسه ای رو براتون توضیح بدم که وقتی ماشینتون رو بردند باید چی کار کنید. از اونجایی که ما به عنوان شهروندان کلان شهر تهران از حداقل آموزشهای ضرورت های زندگی شهری هم محروم هستیم، بد ندیدم حالا که خودم این قدر امروز علاف شدم تا ماشین رو تحویل بگیرم حداقل به دیگران بگم در چنین شرایطی باید چه کنند.

نکته اول: اگر زن هستید و شوهرتان به هر دلیلی-که عمده آن مربوط می شود به خودی نشان دادن در مقابل فامیل زن- می خواهد ماشین را به نامتان کند این کار را نکنید وگرنه سواری اش مال شوهرتونه، کارای اداری این چنینی اش مال شما.

نکته دوم: وقتی ماشینتون را می برند همون جا وایسین و به پلیس ۱۱۰ زنگ بزنید تا بیان صورت جلسه کنند و شما رو راهنمایی کنند. حداقلش اینه که می فهمید ماشین تون تو کدوم پارکینگه. ما روزه بودیم و افطار هم شده بود. اون شب با پفک افطار کردیم تا وقتی می رسیم به خونه از حال نرفته باشیم. اما شما سعی کنید در محل پلیس رو آگاه کنید.

روال اصلی: زنگ می زنید ۱۱۰، می آن صورت جلسه می کنند. اعلام مفقودی می کنند. اولین جایی که دنبالش می گردند تو پارکینگ های نیروی انتظامیه. اگر خوش شانس باشید و گیر نیروی خوب بیافتید همون براتون پیداش می کنه. وگرنه باید زنگ بزنید و شماره راهنمایی رانندگی منطفه تون رو بگیرید تا اونا بهتون بگند که آیا ماشین شما رو بردند یا نه. بعد از مشخص شدن پارکنیگ باید برید اونجا. یه برگه به شما می دن که یعنی ماشین اینجاست. اگر شی مهمی دارید از ماشین خارج کنید. مخصوصا مدارکی مانند کارت ماشین. بیمه نامه. کارت سوخت.

در اولین فرصت اداری با در دست داشتن مدارک کارت ماشین، سند سبز ماشین، برگه خلافی، برگه عوارض، گواهینامه راننده و بیمه نامه شخص ثالث و همین طور کارت شناسایی مالک ماشین باید تشریف ببرید راهنمایی و رانندگی منطقه ای که ماشینتون رو ضبط کرده. بعد از کلی در صف ایستادن (البته اگر خوش شانس باشید و روزه نباشید خیلی بهتره) می رید داخل. و پس از سر و کله زدن با مردمی که صف ایستادن هم بلد نیستند می تونید تأییدیه ترخیص ماشین تون رو بگیرید.

پس نکته اول: ۲۵ هزار تومن هزینه جرثقیل، ۱۳ تومن هزینه پارک ممنوع، از ۵ تا ۱۰ تومن هزینه پارکینگ می شه. ناقابله البته اما پول یه قسطه D:

پس نکته دوم: سعی کنید در ماه رمضون گذارتون به اداره های دولتی نیفته. چون خیلی موجودات حساسی هستند و نمی تونند بیش از ۴ ساعت کار کنند. در نتیجه شما تا به خودتون بجنید کل روزتون از دست رفته. صبح که ما می ریم سر کار اونا هنوز نیومدند. عصر که برمی گردیم تشریفشون رو بردند. وسط کار باید از کارت بزنی و بری اونجا و برگشتنت هم با خداست. من نمی دونم این حقوقی که می گیرند چطوری از گلوشون پایین می ره. نفت کل ملت در اختیار دوستانه. معنای عدالت هم تقریبا عوض شده. عدالت یعنی اینکه یه سری کارمند دولت بخورند و بخوابند. (با عنایت به اینکه در حالت عادی هم کار مفیدشون نیم ساعت در روز بود) ولی کل مردم از صبح تا شب سر کار هستند. مگه صاحبخونه ها ماه رمضون کمتر اجاره می گیرند. مجلس هم نمی تونه در مقابل چنین قانون شکنی کوچکی در مقابل دولت بیایسته دیگه ازش چه انتظاریه که بر کار دولت نظارت درست داشته باشه.البته در همه جا استنثا هست و کارمندانی هم هستند که وجدان کاری دارند. اما مشکل، مشکل سیستمه نه اشخاص.  من یه پست عریض و طویل در این مورد می خواستم بنویسم. این قدر درگیر کارای خونه و شرکت و … هستم که واقعا فرصت نمی کنم. ایشالله قسمت باشه پیش از پایان ماه رمضون بنویسمش.

پس نکته سوم: زیادی اعصاب خودتون رو خرد نکنید. اینا آش کشک خاله است. بخورین پاتونه، نخورین پاتونه. در نتیجه بدون اینکه خودتون رو عصبی کنید روال اداری رو طی کنید.

پس نکته چهارم: اگر به وسیله نقلیه شما خسارتی وارد شده باشه می تونید با شماره ۱۹۷ تماس بگیرید و شکایتتون رو پیگیری کنید.

پس نکته پنجم: عوارض شهرداری واسه ماشین همین طوری اش سالی  ۱۳ تومنه. اما جریمه سالانه اش۱۷ تومنه. به نفعتونه که سالانه پرداختش کنید.

پس نکته ششم و مهم تر از همه: آدم باشید و زیر تابلوی پارک ممنوع پارک نکنید. حتی در روز تعطیل و در محل خلوت. و اگر هم پارک کردید، حداقل دستی رو نکشید تا لاستیک های عقبتون داغون نشند.

یه نکته آخر هم تو دلم مونده اینو هم بگم. تو کل مدتی که تو صف وایساده بودم داشتم فکر می کردم واقعا توانایی اینو دارم که با یه تیم ۵ نفره طی شش ماه یه application ای بنویسم که این روال از این حالت دستی خارج شه و مکانیزه شه. من آخرش هم نفهمیدم چرا دریافت خسارت و اطلاع از محل پارکینگ تو پلیس + ۱۰ انجام نشد. اما خدایی با صرف هزینه شاید ۲۰ میلیونی نهایت ۲۰۰ میلیونی که هیچ کدام واسه این نیرو پولی نیست، میشه یه سیستم تر و تمیز نوشت که این همه مردم علاف نشن رفت و آمد های درون شهری هم کم بشه. کو گوش شنوا!!!

 

5 دیدگاه برای «شرح مصیبت»

  1. همش تقصیر اینه که خواستی سبز باشی! خوب میرفتید مهدیه یا مسحد بلال! این همه بلا هم سرتون نمیومد! راستی حسینیه ارشاد امسال برنامه بود یا نه؟
    در هر حال طاعاتتون مقبول

  2. من نکات دیگری اضافه می‌کنم:
    اول این‌که حتماً اگر متأهل هستید و صفحه‌ی دوم شناسنامه‌ی خودتان و همسر محترمتان مهر دفترخانه را ندارد و سردفتر محترم فقط امضا فرموده‌اند زودتر بروید و ممهورش کنید وگرنه، برای تحویل گرفتن خودروی همسرتان نیاز به عقدنامه پیدا می‌کنید. اگر هم مجرّد هستید که حتی‌الامکان مجرد بمانید 😉
    دوم این‌که در ادارات دولتی انتظار هرگونه بد رفتاری را داشته باشید و اگر افسری که مسئول راه‌انداختن کار شماست و او باید بگوید فلان مدارک را تحویل بده، نگفت و آخر سر خودتان متوجه شدید که یک مدرک را که باید می‌گرفته، نگرفته و خودتان مدرک را تحویلش دادید، انتطار توهین را داشته‌باشید و بردبار باشید و بدانید شما نیز در هر جا که وظیفه‌ای دارید همین‌گونه برخورد می‌کنید (برخورد از روی خودبزرگ‌بینی مفرط) و اصلاً بنا نیست غیر از این باشد.
    سوم این‌که اگر مسئول پارکینگ خواست به‌جای سه روز، پول چهار روز را بگیرد، پول زور ندهید و اگر شاگرد پارکینگی (!) خواست بابت نشان دادن جای خودرو (که اصولاً خودتان کور نیستید و می‌توانید پیدایش کنید) از شما دست‌خوش بگیرد قبول نکنید.

  3. عجب تجربه ی جالبی بود! من هی میگم نباید چیزی رو به نام زن کرداااا:دی:سوت
    ضمنا اگه این ۲۰۰ میلیون ها رو خرج کنن واسه برنامه نویسی و راه انداختن کار من و شما، پس از کجا پول بیارن به […]

  4. عجب مصیبتی داشت ها! نتیجه اخلاقی: آدم شب قدر جایی نره بهتره.
    ضمناً مگه بده اینهمه آدم اشتغال زایی شده واسشون. کلی فکر کردن برنامه چیدن. تو حالا بیای ۶ ماهه همه رو بزنی به هم! 😀

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *