یک، دو، سه، …

وقتی تبلیغات گند می زنه به همه چیز.

اعتماد به نفس پارسه‌ای !!!!!

پ.ن: وقتی  رفتم تو ماشین نشستم، تا علی کنکورش تموم شه، یه آقا پسری از کنار ماشین رد شد که دستش از اینا بود. اون موقع دقیق ندیدم دستش چیه. فکر کردم جعبه خمیر دندونه. تو دلم گفتم بارک الله به این ابتکار. چرا به ذهن من نرسید. (تو جلسه کنکور نمیشه چیزی با خودت ببری، من هم جامدادی نداشتم.) فرداش که اینو دیدم…

1 دیدگاه برای «یک، دو، سه، …»

  1. این تبلیغات واسه کنکور داره دیگه حالمو بهم میزنه! کسی که داره کنکور ارشد داره میده دیگه حداقل یه مینیمم شعوری داره تو این تبلیغات یه چیزایی میگن که انگار دارن با یه بچه صحبت می کنند.
    در همین زمینه توی تابلوی اعلانات دم در دانشکده روش‌های تست‌زنی واسه کنکور دکتری داره تبلیغ میشه!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *