ارغوان

قسمت اول:

حس نفرت!

حس انزجار!

حس فریاد!

حس گریستن!

حس فرار!

از این جهنمی که انسان برای انسان ساخته است.

که برای زور و زر صورتک به رو می‌زند و به دروغ می‌آویزد.

در لحظه لحظه‌اش از خودم می‌پرسیدم چه چیز می‌تواند این قدر ارزش داشته باشد که یک انسان این چنین با انسانیتش به مقابله برخیزد.

قسمت دوم:

به رنگ ارغوان را دیدیم. فیلم خوبی است. خوش ساخت است. ارزش دیدن دارد. البته خیلی ارزش دیدن دارد. پس اگر ندیدش حتما ببینید.

آنچه را که نوشتم برداشت شخصی ام بود از فیلم. فکر می‌کنم فیلم برای هر کس به اقتضای وضعیت زندگی‌اش پیام‌های بسیار داشت. شاید این برداشت سیاه‌ترین برداشتی بود که می‌شد داشت. اما  چه کنم!

از یک قسمت فیلم خیلی ترسیدم.

آنجا که وضو و نماز هوشنگ یا همان شهاب ۸ با برپایی وسایلش همزمان بود. شاید ایدولوژیک ترین صحنه فیلم بود.

و بهترین دیالوگ فیلم به نظرم داستان “دانه” بود. “نور” و “سایه” و “زمین”.

و اصلی ترین حاشیه فیلم: جنگل.

سطحی ترین برداشت از فیلم را نوشتم. فکر می‌کنم باید فیلم را دوباره ببینم و بیشتر فکر کنم.

قسمت سوم

خیلی خوشحالم که برای نان خوردن مجبور نیستم نقش بازی کنم یا دروغ بگویم یا در مورد کسی قضاوت کنم.

قسمت چهارم

قرار نبود اولین پست سال جدید این باشد. اما خب نباید سخت گرفت. در ضمن بلیط های سینما در عید نیم‌بها نیست. هر چند اگر این فیلم را ندیده‌اید بشتابید که در حال جمع شدن است.

3 دیدگاه برای «ارغوان»

  1. یعنی تا من هم بیام، فکر می کنی نباشه؟ چه بد! 🙁 راستی چرا فیلم رو یه کم لو دادی؟ من که خودم جاهای لودادنی رو نخوندم. 🙂
    ولی بالاخره فهمیدم که ممکنه لو بره دیگه 🙂 (شکلک ها نمی یان چرا؟)

  2. من که خیلی با فیلمش حال نکردم. یعنی با کلش حال نکردم. اما صحنه های خوبی داشت. دقیقا یکی از صحنه هایی که خیلی خوشم اومدم، همون وضو و پهن کردن بساطش بود

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *